الهی نامه › بخش پایانی › (۱۱) مناجات ابراهیم ادهم
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
به پیش کعبه ابراهیم ادهم — بحق میگفت کای دارای عالم
مرا معصوم خواه و بی گنه دار — گناهی کان رود زانم نگه دار
یکی هاتف خطابش کرد آنگاه — که این عصمت که میخواهی تو در راه
همین بودست از من خلق را خواست — اگر کار تو و ایشان کنم راست
که تا جمله بهم معصوم مانید — همه از رحمتم محروم مانید
هزاران بحرِ رحمت بی قیاسست — ولیکن بنده را جای هراسست
ندارم از جهان جز بیمِ جان من — ز درد او زبان ترجمان من
چو من از عمر بهبودی ندیدم — زیان دیدم ولی سودی ندیدم
بمُردن راضیم زین زندگانی — اگر بازم رهانی میتوانی
ز سر تا پای من جای نظر نیست — که بروی هر زمان زخمی دگر نیست