☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش پنجم › (۱۰) حکایت دیوانه و نماز جمعه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی دیوانه بود از اهل رازی — نکردی هیچ جز تنها نمازی

کسی آورد بسیاری شفاعت — که تا آمد بجمعه در جماعت

امام القصّه چون برداشت آواز — همی آن غُر نُبیدن کرد آغاز

کسی بعد از نماز از وی بپرسید — که جانت در نماز از حق نترسید

که بانگ گاو کردی بر سر جمع؟ — سرت باید بریدن چون سر شمع

چنین گفت او کامامم پیشوا بود — بدو چون اقتدای من روا بود

چو در الحمد گاوی می‌خرید او — ز من هم بانگِ گاوی می‌شنید او

چو او را پیش رو کردم بهر چیز — هر آنچ او می‌کند من می‌کنم نیز

کسی پیش خطیب آمد بتعجیل — سؤالش کرد ازان حالت بتفصیل

خطیبش گفت چون تکبیر بستم — دهی مِلکست جائی دور دستم

چو در الحمد خواندن کردم آغاز — بخاطر اندر آمد گاو دِه باز

ندارم گاو گاوی می‌خریدم — که از پس بانگ گاوی می‌شنیدم

← Önceki 62 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı