☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › آغاز کتاب › در فضیلت صدیق رضی الله عنه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سر مردان دین صدیق اکبر — امام صادق و سالار سرور

مهین رحمت مهدات او بود — که در دین سابق خیرات او بود

شب خلوت قرین ویار غارست — نثار راهش اوّل چل هزارست

بدین بوبکر چون کردست آغاز — بدو گردد همه اجر جهان باز

ازان ایمان او در اصل خلقت — همی چربد بر ایمانها ز سبقت

مگر او درد دندان داشت ده سال — پیمبر را نکرد آگه ازان حال

چو حق گفت آن پیمبر را بتحقیق — بدو گفت ای جهان حلم صدیق

چرا با من نکردی این حکایت — ز حق گفتا نکو نبود شکایت

کسی کو دین حق زین سان نگه داشت — بسرّ جان او جز حق که ره داشت

همیشه بود سنگی در دهانش — که تاگوهر نیفشاند زبانش

میان سنگ در گوهر شنیدم — ولی سنگی بگوهر در ندیدم

چنان مستغرق حق بود جانش — که کم رفتی حدیثی بر زبانش

چو جانش بود مشغول اندر آیة — ازو هجده حدیث آمد روایة

سزد عالم اگر هجده هزارست — که آن هجده حدیثش یادگارست

حدیث او چو اصل عالم افتاد — براهین حدوثش محکم افتاد

ببین تا او چه عقل و چه بصر داشت — که از آبستن و طفلی خبر داشت

چو نابینای عاجز را دعا کرد — به بینائیش حق حاجت روا کرد

نفس هرگز در افزونی نمی‌زد — که دم جز در اقیلونی نمی‌زد

چو هنگام وفات آمد فرازش — به پیش مصطفی بردند بازش

ز صدیق آن کلید عالم راز — درش بگشاد و قفل از پرده شد باز

ز شوقش قفل چون زنجیر بگسست — باستقبال او پرده برون جست

کسی کاهن بصدقش مومن آید — دل خصمش چرا چون آهن آید

چو شد قفل از سر صدقش سرانداز — چرا قفل دل خصمش نشد باز

چو اصحاب اندر آن مشهد رسیدند — فرو برده یکی خاکش بدیدند

کسی کو در گزید مار یارست — توان گفتن که این کس یار غارست

چو پیغامبر ابوبکر و عمر را — بصر خواند این یک و سمع آن دگر را

نبی چون هر دو را سمع و بصر خواند — کسی کین دو ندارد کور و کر ماند

← Önceki 7 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı