☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش هفتم › (۲) حکایت ابرهیم علیه السلام با نمرود

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مگر نمرود را چون هشتصد سال — برآمد تیره شد حالی بر او حال

اگرچه از تکبّر پیل‌تن بود — ولی یک پشّه او را راه‌زن بود

یقینش شد که چون انکار کرده‌ست — خدای این پشه را بر کار کرده‌ست

به ابرهیم گفت او که‌آشکار‌ست — که اکنون گنج من بیش از هزار‌ست

همه پُر زرِّ سرخ است و جواهر — به تو بخشم‌، دعایی گوی آخر‌!

که تا از فضل و رحمت حق تعالی — دهد از نور ایمانم کمالی

خلیل آنجا نهادش روی بر خاک — زبان بگشاد کای دارندهٔ پاک

ز دل برگیر قفل این بی‌خبر را — بجنبان سلسله‌، بگشای در را

به ایمان تازه‌گردان جان مستش — به فضل خود ممیران بت‌پرستش

خطاب آمد ز حضرت کای پیمبر — تو فارغ شو ازو و رنج کم بر

که ما را نیست ایمان بهایی — که هست این گوهر‌ِ ایمان عطایی

که چون خواهیم فرمانی درآید — ز ترسایی مسلمانی برآید

بزرگانی که استغناش دیدند — نه شب خفتند و نه روز آرمیدند

چو کور از نقطهٔ اسرار بودند — همه سرگشته چون پرگار بودند

چو کس را از دم آخر خبر نیست — ازان دم حصّه جز خوف و خطر نیست

← Önceki 77 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı