☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش هفتم › (۴) حکایت دیوانه‌ای که سر بر در کعبه می‬‌زد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی دیوانه‌ای گریان و دل‌سوز — شبی در پیش کعبه بود تا روز

خوشی می‌گفت اگر نگشایی‌ام در — بدین در همچو حلقه می‌زنم سر

که تا آخر سرم بشکسته گردد — دلم زین سوز‌ِ دایم رَسته گردد

یکی هاتف زبان بگشاد آنگاه — که پُر بت بود این خانه دو سه راه

شکسته گشت آن بت‌ها‌ی درونش — شکسته گیر یک بت از برونش

اگر می‌بشکنی سر از برون تو — بتی باشی که گردی سرنگون تو

درین راه از چنین سر کم نیاید — که دریا بیش یک شبنم نیاید

بزرگی چون شنید آواز هاتف — بدان اسرار شد دزدیده واقف

به‌خاک افتاد و چشمش خون روان‌کرد — بسی جان از چنین غم خون توان‌کرد

چو با او هیچ نتوانیم کوشید — نمی‌باید به‌صد زاری خروشید

← Önceki 79 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı