الهی نامه › بخش هفتم › (۵) حکایت ایّوب علیه السلام
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چنین نقل است کهایّوب پیمبر — که عمری در بلایی بود مضطر
هم از گرگانِ دنیا رنج دیده — هم از کِرمان بسی سختی کشیده
درآمد جبرئیل و گفت ای پاک — چه میباشی بنال از جانِ غمناک
که گر باشد ترا هر دم هلاکی — ازان حق را نباشد هیچ باکی
اگر عمری صبوری پیش آری — نهٔ حق گر صبوری بیش داری
چنان تقدیر گردان است پرگار — ز وَی کس نیست یک نقطه خبردار
نه دل از دل خبر دارد نه جان هم — ولی کاری روان بی این و آن هم