☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش هفتم › (۶) حکایت یوسف همدانی علیه الرحمة

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چنین گفته‌ست آن شمع دل‌فروز — همه دان یوسف همدان یکی روز

که یوسف را چنین گفتند احرار — که ای کرده زلیخا را دل‌افگار

زنی شد عاجز و بی‌یار مانده — ز بی‌تیماریت بیمار مانده

ببردی دل ازو در زندگانی — اگر بازش دهی دل‌، می‌توانی

چنین گفت آنگهی یوسف که هرگز — نبردم من دل آن پیر‌ِ عاجز

نه از دل بردن‌ِ او هستم آگاه — نه هم جُستم به‌قصد دلبری راه

مرا نه با دل او کار بوده‌ست — نه در من هرگز این پندار بوده‌ست

مرا گویی که اکنون بیست سال است — که دل گُم کرده‌ام این خود محال است

کسی کاو از دل خود نیست آگاه — چگونه در دل‌ِ دیگر بَرَد راه‌؟

← Önceki 81 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı