☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش هفتم › (۱۱) حکایت درخت بریده

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

درختی سبز را ببرید مردی — برو بگذشت ناگه اهل دردی

چنین گفت او که این شاخ برومند — که ببریدند ازو این لحظه پیوند

ازان ترّست و تازه بر سر راه — که این دم زین بریدن نیست آگاه

هنوزش نیست آگاهی ز آزار — شود یک هفتهٔ دیگر خبردار

ز حال خود خبر نه این زمانت — ولی چون بر لب آید مرغ جانت

بدام از دانه بینی مرغ جان را — که این دانه دهد مرغی چنان را

چو آدم مرغ جان را داد دانه — بیفتاد از بهشت جاودانه

ولی آدم اگر گندم نخوردی — همی مردم به جز مردم نخوردی

ز تو گر مرغ و حیوان می‌گریزند — چو زیشان می‌خوری زان می‌گریزند

← Önceki 86 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı