الهی نامه › بخش هفتم › (۱۳) حکایت موسی علیه السلام
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
به موسی گفت حق کای مرد اسرار — چو تنها مینشینی دل نگه دار
وگر با خلق باشی مهربان باش — در آن ساعت نگهدارِ زبان باش
وگر در ره روی سر پیش میدار — نظر بر پیش چشم خویش میدار
وگر ده سفره پیش آرند خلقت — نگه میدار آنجا نیز حلقت
چو تو بس بی طعام ناتمامی — میان در بسته از بهر طعامی
چنان کان طفل حیران می درآید — به رزقش شیر پستان میفزاید
همی کان طفل را تقدیر کردند — به رزقش در دو پستان شیر کردند
چو با تو رزق دایم همبر افتاد — چرا این خلق در یکدیگر افتاد؟
همه سوداست ای سودایی آخر — همی سودا چه میپیمایی آخر؟
اگر تو عاقلی سودا بینداز — تو امروزی غم فردا بینداز