منطقالطیر › فیفضائل خلفا › فیفضیلة امیرالمؤمنین ابوبکر رضی الله عنه
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
خواجهٔ اول که اول یار اوست — ثانی اثنین اذهما فی الغار اوست
صدر دین صدیق اکبر قطب حق — در همه چیز از همه برده سبق
هرچ حق از بارگاه کبریا — ریخت در صدر شریف مصطفی
آن همه در سینهٔ صدیق ریخت — لاجرم تا بود ازو تحقیق ریخت
چون دو عالم را به یک دم درکشید — لب ببست از سنگ و خوش دم درکشید
سر فرو بردی همه شب تا به روز — نیم شب هویی برآوردی بسوز
هوی او تا چین برفتی مشک بار — مشک کردی خون آهوی تتار
زین سبب گفت آفتاب شرع و دین — علم باید جست ازینجا تا به چین
سنگ زان بودی به حکمت در دهانش — نا به سنگ و هنگ هو گوید زفانش
نی که سنگش بر زفان بگرفت راه — تا نگوید هیچ نامی جز آله
سنگ باید تا پدید آید وقار — مردم بیسنگ کی آید به کار
چون عمر مویی بدید از قدراو — گفت کاش آن مویمی بر صدر او
چون تو کردی ثانی اثنینش قبول — ثانی اثنین او بود بعد رسول