☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › در نعت رسول › حکایت مادری که فرزندش در آب افتاد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مادری را طفل در آب اوفتاد — جان مادر در تب و تاب اوفتاد

در تحیر طفل می‌زد دست و پای — آب بردش تا بناب آسیای

خواست شد در ناو مادر کان بدید — شد سوی درز آب حالی برکشید

آب از پس رفت و آن طفل عزیز — بر سر آن آب از پس رفت نیز

مادرش درجست او را برگرفت — شیردادش حالی و در برگرفت

ای ز شفقت داده مهر مادران — هست این غرقاب را ناوی گران

چون در آن گرداب حیرت،  اوفتیم — پیش ناو آب حسرت  اوفتیم

مانده سرگردان چو آن طفل در آب — دست و پایی می‌زنیم از اضطراب

آن نفس ای مشفق طفلان راه — از کرم در غرقهٔ خود کن نگاه

رحمتی کن بر دل پرتاب ما — برکش از لطف و کرم در ز آب ما

شیرده ما را ز پستان کرم — برمگیر از پیش ما خوان کرم

ای ورای وصف و ادراک آمده — از صفات واصفان پاک آمده

دست کس نرسید برفتراک تو — لاجرم هستیم خاک خاک تو

خاک تو یاران پاک تو شدند — اهل عالم خاک خاک تو شدند

هرک خاکی نیست یاران ترا — دشمن است او دوست داران ترا

اولش بوبکر و آخر مرتضا — چار رکن کعبهٔ صدق و صفا

آن یکی در صدق هم راز و وزیر — و آن دگر در عدل خورشید منیر

آن یکی دریای آزرم و حیا — آن دگر شاه اولوالعلم و سخا

← Önceki 9 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı