☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › گفتگوی سقراط با شاگردش در دم مرگ

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت چون سقراط در نزع اوفتاد — بود شاگردیش، گفت ای اوستاد

چون کفن سازیم، تن پاکت کنیم — در کدامین جای در خاکت کنیم

گفت اگر تو باز یابیم ای غلام — دفن کن هر جا که خواهی والسلام

من چو خود را زنده در عمری دراز — پی نبردم، مرده کی یابی تو باز

من چنان رفتم که در وقت گذر — یک سری مویم نبود از خود خبر

دیگری گفتش که‌ای نیک اعتقاد — برنیامد یک دم از من بر مراد

جملهٔ عمرم که در غم بوده‌ام — مستمند کوی عالم بوده‌ام

بر دل پر خون من چندان غمست — کز غمم هر ذره‌ای در ماتم است

دایما حیران و عاجز بوده‌ام — کافرم، گر شاد هرگز بوده‌ام

مانده‌ام زین جمله غم در خویش من — بر سری چون راه گیرم پیش من

گر نبودی نقد چندینی غمم — زین سفر بودی دلی بس خرمم

لیک چون دل هست پر خون، چون کنم — با تو گفتم جمله، اکنون چون کنم

گفت ای مغرور شیدا آمده — پای تا سر غرق سودا آمده

نامرادی و مراد این جهان — تابجنبی بگذرد در یک زمان

هرچ آن در یک نفس می‌بگذرد — عمر هم بی آن نفس می‌بگذرد

چون جهان می‌بگذرد، بگذر تو نیز — ترک او گیر و بدو منگر تو نیز

زانک هر چیزی که آن پاینده نیست — هرک دلبندد درو دل زنده نیست

← Önceki 101 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı