☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › راه‌بینی که از دست کسی شربت نمی‌خورد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

راه بینی بود بس عالی نفس — هرگز او شربت نخورد از دست کس

سایلی گفت ای به حضرت نسبتت — چون به شربت نیست هرگز رغبتت

گفت مردی بینم استاده زبر — تا که شربت باز گیرد زودتر

با چنین مردی موکل بر سرم — زهر من باشد اگر شربت خورم

با موکل شربتم چون خوش بود — این نه جلابی بود کاتش بود

هرچ آنرا پای داری یک دمست — نیم جو ارزد اگر صد عالمست

ازپی یک ساعته وصلی که نیست — چون نهم بنیاد بر اصلی که نیست

گر تو هستی از مرادی سرفراز — از مراد یک نفس چندین مناز

ور شدت از نامرادی تیره حال — نامرادی چون دمی باشد منال

گر ترا رنجی رسد گر زاریی — آن ز عز تست نه از خواریی

آنچ آن بر انبیا رفت از بلا — هیچ کس ندهد نشان از کربلا

آنچ در صورت ترا رنجی نمود — در صفت بیننده را گنجی نمود

صد عنایت می‌رسد در هر دمیت — هست از احسان و برش عالمیت

می‌نیارد یاد از احسان او — برنداری اندکی رنج آن او

این کجا باشد نشان دوستی — تیره مغزا،پای تا سر پوستی

← Önceki 102 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı