☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت چاکری که از دست شاه میوهٔ تلخی را با رغبت خورد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پادشاهی بود نیکو شیوه‌ای — چاکری را داد روزی میوه‌ای

میوهٔ او خوش همی‌خورد آن غلام — گفتیی خوشتر نخورد او زان طعام

از خوشی کان چاکرش می‌خورد آن — پادشا را آرزو می‌کرد آن

گفت یک نیمه بمن ده‌ای غلام — زانک بس خوش می‌خوری این خوش طعام

داد شه را میوه و شه چون چشید — تلخ بود،ابرو از آن درهم کشید

گفت هرگز ای غلام این خود که کرد — وین چنین تلخی چنان شیرین که کرد

آن رهی با شاه گفت ای شهریار — چون ز دستت تحفه دیدم صد هزار

گر ز دستت تلخ آمد میوه‌ای — بازدادن را ندانم شیوه‌ای

چون ز دستت هر دمم گنجی رسد — کی به یک تلخی مرا رنجی رسد

چون شدم در زیر محنت پست تو — کی مرا تلخی کند از دست تو

گر ترا در راه او رنجست بس — تو یقین می‌دان کن آن گنج است بس

کار او بس پشت و روی افتاده است — چون کنی تو، چون چنین بنهاده است

پختگان چون سر به راه آورده‌اند — لقمهٔ بی خون دل کی خورده‌اند

تا که بر نان و نمک بنشسته‌اند — بی‌جگر نان تهی نشکسته‌اند

← Önceki 103 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı