☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › گفتار مردی صوفی از روزگار خود

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

صوفیی را گفت مردی نامدار — کای اخی چون می‌گذاری روزگار

گفت من در گلخنی‌ام مانده — خشک لب ، تر دامنی‌ام مانده

گردهٔ نشکستم اندر گلخنم — تا که نشکستند آنجا گردنم

گر تو در عالم خوشی جویی دمی — خفتهٔ یا باز می‌گویی همی

گر خوشی جویی، در آن کن احتیاط — تا رسی مردانه زان سوی صراط

خوش دلی در کوی عالم روی نیست — زانک رسم خوش دلی یک موی نیست

نفس هست اینجا که چون آتش بود — در زمانه کو دلی تا خوش بود

گر چو پرگاری بگردی در جهان — دل خوشی یک نقطه کس ندهدنشان

← Önceki 104 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı