منطقالطیر › عذر آوردن مرغان › دو چیزی که پیر ترکستان دوست میداشت
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
داد از خود پیر ترکستان خبر — گفت من دو چیزدارم دوست تر
آن یکی اسبست ابلق گام زن — وین دگر یک نیست جز فرزند من
گر خبر یابم به مرگ این پسر — اسب میبخشم به شکر این خبر
زانک میبینم که هستند این دو چیز — چون دو بت در دیدهٔ جان عزیز
تا نسوزی و نسازی همچو شمع — دم مزن از پاک بازی پیش جمع
هرک او در پاک بازی دم زند — کار خود تا بنگرد بر هم زند
پاک بازی کو به شهوت نان خورد — هم در آن ساعت قفای آن خورد