☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › گفتگوی شیخ غوری با سنجر

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شیخ غوری، آن به کلی گشته کل — رفت با دیوانگان در زیر پل

از قضا می‌رفت سنجر با شکوه — گفت زیر پل چه قومند این گروه

شیخ گفتش بی سر و بی پا همه — از دو بیرون نیست جان ما همه

گر تو ما را دوست داری بر دوام — زود از دنیا برآریمت مدام

ور تو ما را دشمنی نه دوست دار — زود از دینت برآریم اینت کار

دوستی و دشمنی ما را ببین — پای درنه خویش را رسوا ببین

گر بزیر پل درآیی یک نفس — وارهی زین طم طراق و زین هوس

سنجرش گفتا نیم مرد شما — حب و بغضم نیست درخورد شما

نه شما را دوستم نه دشمنم — رفتم اینک تا نسوزد خرمنم

از شما هم فخر و هم عاریم نیست — با بدو نیک شما کاریم نیست

همت آمد همچو مرغی تیز پر — هر زمان در سیر خود سر تیزتر

گر بپرد جز ببینش کی بود — در درون آفرینش کی بود

سیر او ز آفاق گیتی برترست — کو ز هشیاری و مستی برترست

← Önceki 118 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı