☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژنده‌پوش

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در خراسان بود دولت بر مزید — زانک پیدا شد خراسان را عمید

صد غلامش بود ترک ماه روی — سرو قامت، سیم ساعد، مشک بوی

هر یکی در گوش دری شب‌فروز — شب شده در عکس آن در همچو روز

با کلاه شفشه و با طوق زر — سر به سر سیمن برو زرین سپر

با کمرهای مرصع بر میان — هر یکی را نقره خنگی زیر ران

هرک دیدی روی آن یک لشگری — دل بدادی حالی و جان بر سری

از قضا دیوانه‌ای بس گرسنه — ژنده‌ای پوشیده سر پا برهنه

دید آن خیل غلامان را ز دور — گفت آن کیستند این خیل حور

جملهٔ شهرش جوابش داد راست — کین غلامان عمید شهرماست

چون شنید این قصه آن دیوانه زود — اوفتاد اندر سر دیوانه دود

گفت ای دارندهٔ عرش مجید — بنده پروردن بیاموز از عمید

گر ازو دیوانه‌ای ، گستاخ باش — برگ داری لازم این شاخ باش

ور نداری برگ این شاخ بلند — پس مکن گستاخی و بر خود مخند

خوش بود گستاخی دیوانگان — خویش می‌سوزند چون پروانگان

هیچ نتوانند دید آن قوم راه — چه بدو چه نیک جز زان جایگاه

← Önceki 124 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı