☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بود

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

داشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی — غرقه شد در آب دریا ناگهی

دیدش از خشکی مگر مردی سره — گفت از سر برفکن آن توبره

گفت نیست آن توبره، ریش منست — نیست خود این ریش، تشویش منست

گفت احسنت اینت ریش و اینت کار — تو فروده اینت خواهد کشت زار

ای چو بز از ریش خود شرمیت نه — برگرفته ریش و آزرمیت نه

تا ترا نفسی و شیطانی بود — در تو فرعونی و هامانی بود

پشم درکش همچو موسی کون را — ریش گیر آنگاه این فرعون را

ریش این فرعون گیر و سخت دار — جنگ ریشاریش کن مردانه‌وار

پای درنه، ترک ریش خویش گیر — تا کیت زین ریش، ره در پیش گیر

گرچه از ریشت به جز تشویش نیست — یک دمت پروای ریش خویش نیست

در ره دین آن بود فرزانه‌ای — کو ندارد ریش خود را شانه‌ای

خویش را از ریش خود آگه کند — ریش را دستار خوان ره کند

نه به جز خونابه آبی یابد او — نه به جز از دل کبابی یابد او

گر بود گازر، نبیند آفتاب — ور بود دهقان، نیارد میغ آب

← Önceki 139 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı