☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکرد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بود مستی سخت لایعقل، خراب — آب کارش برده کلی کار آب

درد و صاف از بس که در هم خورده بود — از خرابی پا و سر گم کرده بود

هوشیاری را گرفت از وی ملال — پس نشاند آن مست را اندر جوال

برگرفتش تا برد با جای خویش — آمدش مستی دگر در راه پیش

مست دیگر هر زمان با هر کسی — می‌شد و می کرد بد مستی بسی

مست اول، آنک بود اندر جوال — چون بدید آن مست را بس تیره حال

گفت ای مدبر دو کم بایست خورد — تا چو من می‌رفتی و آزاد و فرد

آن او می‌دید، آن خویش نه — هست حال ما همه زین بیش نه

عیب بین زانی که تو عاشق نه ای — لاجرم این شیوه را لایق نه ای

گر ز عشق اندک اثر می‌دیدیی — عیبها جمله هنر می‌دیدیی

← Önceki 143 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı