☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دید

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بود مردی شیردل خصم افکنی — گشت عاشق پنج سال او بر زنی

داشت بر چشم آن زن همچون نگار — یک سر ناخن سپیدی آشکار

زان سپیدی مرد بودش بی‌خبر — گرچه بسیاری برافکندی نظر

مرد عاشق چون بود در عشق زار — کی خبر یابد ز عیب چشم یار

بعد از آن کم گشت عشق آن مرد را — دارویی آمد پدید آن درد را

عشق آن زن در دلش نقصان گرفت — کار او برخویشتن آسان گرفت

پس بدید آن مرد عیب چشم یار — این سپیدی گفت کی شد آشکار

گفت آن ساعت که شد عشق تو کم — چشم من عیب آن زمان آورد هم

چون ترا در عشق نقصان شد پدید — عیب در چشمم چنین زان شد پدید

کرده‌ای از وسوسه پر شور دل — هم ببین یک عیب خود ای کور دل

چند جویی دیگران را عیب باز — آن خود یک ره بجوی از جیب باز

تا چو بر تو عیب تو آید گران — نبودت پروای عیب دیگران

← Önceki 144 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı