☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

محتسب آن مرد را می‌زد به زور — مست گفت ای محتسب کم کن تو شور

زانک کز نام حرام این جایگاه — مستی آوردی و افکندی ز راه

بودیی تو مست‌تر از من بسی — لیک آن مستی نمی‌بیند کسی

در جفای من مرو زین بیش نیز — داد بستان اندکی از خویش نیز

دیگری گفتش که ای سرهنگ راه — زو چه خواهم گر رسم آن جایگاه

چون شود بر من جهان روشن ازو — می‌ندانم تا چه خواهم من ازو

از نکوتر چیز اگر آگاهمی — چون رسیدم من بدو، آن خواهمی

گفت ای جاهل نه‌ای آگاه ازو — زو که چیزی خواهد، او را خواه ازو

مرد را درخواست آگاهی به است — کو زهر چیزی که می‌خواهی به است

در همه عالم گر آگاهی ازو — زو چه به دانی که آن خواهی ازو

هرک در خلوت سرای او شود — ذره ذره آشنای او شود

هرک بویی یافت از خاک درش — کی به رشوت بازگردد از درش

← Önceki 145 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı