☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از نبی در خواست مردی پر نیاز — تا گزارد بر مصلایی نماز

خواجه دستوری نداد او را در آن — گفت ریگ و خاک گرمست این زمان

روی نه بر خاک گرم و خاک کوی — زانک هر مجروح را داغست روی

چون تو می‌بینی جراحت روح را — داغ نیکوتر بود مجروح را

تا نیاری داغ دل این جایگاه — کی توان کردن بسوی تو نگاه

داغ دل آور که در میدان درد — اهل دل از داغ بشناسند مرد

دیگری گفتش که‌ای دارای راه — دیدهٔ ما شد درین وادی سیاه

پر سیاست می‌نماید این طریق — چند فرسنگ است این راه ای رفیق

گفت ما را هفت وادی در ره است — چون گذشتی هفت وادی، درگه است

وا نیامد در جهان زین راه کس — نیست از فرسنگ آن آگاه کس

چون نیامد بازکس زین راه دور — چون دهندت آگهی ای نا صبور

چون شدند آنجایگه گم سر به سر — کی خبر بازت دهد از بی‌خبر

هست وادی طلب آغاز کار — وادی عشق است از آن پس، بی‌کنار

پس سیم وادیست آن معرفت — پس چهارم وادی استغنی صفت

هست پنجم وادی توحید پاک — پس ششم وادی حیرت صعب ناک

هفتمین وادی فقرست و فنا — بعد ازین روی روش نبود ترا

درکشش افتی، روش گم گرددت — گر بود یک قطره قلزم گرددت

← Önceki 156 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı