☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی طلب › بیان وادی طلب

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون فرو آیی به وادی طلب — پیشت آید هر زمانی صدتعب

صد بلا در هر نفس اینجا بود — طوطی گردون، مگس اینجا بود

جد و جهد اینجات باید سال‌ها — زآن که اینجا قلب گردد حال‌ها

ملک اینجا بایدت انداختن — ملک اینجا بایدت در باختن

در میان خونت باید آمدن — وز همه بیرونت باید آمدن

چون نماند هیچ معلومت به دست — دل بباید پاک کرد از هرچه هست

چون دل تو پاک گردد از صفات — تافتن گیرد ز حضرت نور ذات

چون شود آن نور بر دل آشکار — در دل تو یک طلب گردد هزار

چون شود در راه او آتش پدید — ور شود صد وادی ناخوش پدید

خویش را از شوق او دیوانه‌وار — بر سر آتش زند پروانه‌وار

سر طلب گردد ز مشتاقی خویش — جرعه‌ای می، خواهد از ساقی خویش

جرعه‌ای ز آن باده چون نوشش شود — هر دو عالم کل فراموشش شود

غرقهٔ دریا بماند خشک لب — سر جانان می‌کند از جان طلب

ز آرزوی آن که سربشناسد او — ز اژدهای جان ستان نهراسد او

کفر و ایمان گر به هم پیش آیدش — درپذیرد تا دری بگشایدش

چون درش بگشاد، چه کفر و چه دین — زانک نبود زان سوی در آن و این

← Önceki 157 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı