☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی معرفت › حکایت محمود و دیوانهٔ ویرانه‌نشین

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شد مگر محمود در ویرانه‌ای — دید آنجا بی‌دلی دیوانه‌ای

سر فرو برده به اندوهی که داشت — پشت زیر بار آن کوهی که داشت

شاه را چون دید، گفتش دورباش — ورنه بر جانت زنم صد دور باش

تو نه‌ای شاهی، که تو دون همتی — در خدای خویش کافر نعمتی

گفت محمودم، مرا کافر مگوی — یک سخن با من بگو، دیگر مگوی

گفت اگر می‌دانیی ای بی‌خبر — کز که دور افتاده‌ای زیر و زبر

نیستی خاکستر و خاکت تمام — جمله آتش ریزیی بر سر مدام

← Önceki 177 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı