☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی استغنا › بیان وادی استغنا

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بعد ازین وادی استغنا بود — نه درو دعوی و نه معنی بود

می‌جهد از بی‌نیازی صرصری — می‌زند بر هم به یک دم کشوری

هفت دریا یک شمر اینجا بود — هفت اخگر یک شرر اینجا بود

هشت جنت نیز اینجا مرده‌ایست — هفت دوزخ همچو یخ افسرده ایست

هست موری را هم اینجا ای عجب — هر نفس صد پیل اجری بی سبب

تا کلاغی را شود پر، حوصله — کس نماند زنده در صد قافله

صد هزاران سبز پوش از غم بسوخت — تا که آدم را چراغی برفروخت

صد هزاران جسم خالی شد ز روح — تا درین حضرت دروگر گشت نوح

صد هزاران پشه در لشگر فتاد — تا براهیم از میان با سرفتاد

صد هزاران طفل سر ببریده گشت — تا کلیم الله صاحب دیده گشت

صد هزاران خلق در زنار شد — تا که عیسی محرم اسرار شد

صد هزاران جان و دل تاراج یافت — تا محمد یک شبی معراج یافت

قدر نه نو دارد اینجا نه کهن — خواه اینجا هیچ کن خواهی مکن

گر جهانی دل کبابی دیده‌ای — همچنان دانم که خوابی دیده‌ای

گر درین دریا هزاران جان فتاد — شبنمی در بحر بی‌پایان فتاد

گر فرو شد صد هزاران سر بخواب — ذره‌ای با سایه‌ای شد ز آفتاب

گر بریخت افلاک و انجم لخت لخت — در جهان کم گیر برگی از درخت

گر ز ماهی در عدم شد تا به ماه — پای مور لنگ شد در قعر چاه

گر دو عالم شد همه یک بارنیست — در زمین ریگی همان انگار نیست

گر نماند از دیو وز مردم اثر — از سر یک قطره باران در گذر

گر بریخت این جملهٔ تن‌ها به خاک — موی حیوانی اگر نبود چه باک

گر شد اینجا جزو و کل کلی تباه — کم شد از روی زمین یک برگ کاه

گر به یک ره گشت این نه طشت گم — قطره‌ای در هشت دریا گشت گم

← Önceki 178 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı