☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی استغنا › حکایت مردی که صورت افلاک بر تختهٔ خاک میکشید

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دیده باشی کان حکیم بی‌خرد — تخته‌ای خاک آورد در پیش خود

پس کند آن تخته پر نقش و نگار — ثابت و سیاره آرد آشکار

هم فلک آرد پدید و هم زمین — گه بر آن حکمی کند گاهی برین

هم نجوم و هم برون آرد پدید — هم افول و هم عروج آرد پدید

هم نحوست، هم سعادت برکشد — خانهٔ موت و ولادت برکشد

چون حساب نحس کرد و سعد از آن — گوشهٔ آن تخته گیرد بعد از آن

برفشاند، گویی آن هرگز نبود — آن همه نقش و نشان هرگز نبود

صورت این عالم پر پیچ پیچ — هست همچون صورت آن تخته هیچ

تو نیاری تاب این، کنجی گزین — گرد این کم گرد و در کنجی نشین

جملهٔ مردان زنان اینجا شدند — از دو عالم بی‌نشان اینجا شدند

چون نداری طاقت این راه تو — گر همه کوهی نسنجی کاه تو

← Önceki 181 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı