☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی استغنا › گفتار پیری مستغنی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت مردی مرد را از اهل راز — پرده شد از عالم اسرار باز

هاتفی در حال گفت ای پیر زود — هرچه می‌خواهی به خواه و گیر زود

پیر گفتا من بدیدم کانبیا — مبتلا بودند دایم در بلا

هر کجا رنج و بلایی بیش بود — انبیا را آن همه در پیش بود

انبیا را چون بلا آمد نصیب — کی رسد راحت بدین پیر غریب

من نه عزت خواهم و نه خواریی — کاش در عجز خودم بگذاریی

چون نصیب مهتران در دست و رنج — کهتران را کی تواند بود گنج

انبیا بودند سر غوغای کار — من ندارم تاب، دست از من بدار

هرچ گفتم از میان خود چه سود — تا ترا کاری نیفتد زان چه سود

گرچه در بحر خطر افتاده‌ای — همچو کبکی بال و پرافتاده‌ای

از نهنگ و قعر اگر آگاهیی — کی سلوک این چنین ره خواهیی

اول از پندار مانی بی‌قرار — چون درافتی جان کی آری با کنار

← Önceki 182 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı