☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی توحید › راز و نیاز لقمان سرخسی با پروردگار

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت لقمان سرخسی کای اله — پیرم و سرگشته و گم کرده راه

بنده‌ای کو پیر شد شادش کنند — پس خطش بدهند و آزادش کنند

من کنون در بندگیت ای پادشاه — همچو برفی کرده‌ام موی سیاه

بندهٔ بس غم کشم، شادیم بخش — پیرگشتم ، خط آزادیم بخش

هاتفی گفت ای حرم را خاص خاص — هر که او از بندگی خواهد خلاص

محو گردد عقل و تکلیفش به هم — ترک گیر این هر دو و درنه قدم

گفت الاهی پس ترا خواهم مدام — عقل و تکلیفم نباید والسلام

پس ز تکلیف وز عقل آمد برون — پای کوبان دست می‌زد در جنون

گفت اکنون من ندانم کیستم — بنده باری نیستم، پس چیستم

بندگی شد محو، آزادی نماند — ذره‌ای در دل غم و شادی نماند

بی‌صفت گشتم، نگشتم بی‌صفت — عارفم اما ندارم معرفت

من ندانم تو منی یا من توی — محو گشتم در تو و گم شد دوی

← Önceki 189 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı