☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی توحید › حکایت عاشقی که در پی معشوق خود را در آب افکند

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از قضا افتاد معشوقی در آب — عاشقش خود را درافکند از شتاب

چون رسیدند آن دو تن با یک دگر — این یکی پرسید از آن کای بی‌خبر

گر من افتادم در آن آب روان — از چه افکندی تو خود را در میان

گفت من خود را در آب انداختم — زانک خود را از تو می‌نشناختم

روزگاری شد که تا شد بی‌شکی — با تویی یِ تو یکی یِ من یکی

تو منی یا من توم، چند از دوی — با توم من ، یا توم، یا تو توی

چون تو من باشی و من تو بر دوام — هر دو تن باشیم یک تن والسلام

تا توی برجاست در شرکست یافت — چون دوی برخاست توحیدت بتافت

تو درو گم گرد، توحید این بود — گم شدن کم کن تو، تفرید این بود

← Önceki 190 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı