☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی حیرت › بیان وادی حیرت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بعد ازین وادی حیرت آیدت — کار دایم درد و حسرت آیدت

هر نفس اینجا چو تیغی باشدت — هر دمی اینجا دریغی باشدت

آه باشد، درد باشد، سوز هم — روز و شب باشد، نه شب نه روز هم

ازبن هر موی این کس نه به تیغ — می‌چکد خون می‌نگارد ای دریغ

آتشی باشد فسرده مرد این — یا یخی بس سوخته از درد این

مرد حیران چون رسد این جایگاه — در تحیر مانده و گم کرده راه

هرچ زد توحید بر جانش رقم — جمله گم گردد از و گم نیز هم

گر بدو گویند مستی یا نه‌ای — نیستی گویی که هستی یا نه‌ای

در میانی یا برونی از میان — بر کناری یا نهانی یا عیان

فانیی یا باقیی یا هر دوی — یا نهٔ هر دو توی یا نه توی

گوید اصلا می‌ندانم چیز من — وان ندانم هم ندانم نیز من

عاشقم اما ندانم بر کیم — نه مسلمانم نه کافر، پس چیم

لیکن از عشقم ندارم آگهی — هم دلی پرعشق دارم هم تهی

← Önceki 192 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı