☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی حیرت › مادری که بر خاک دختر می‌گریست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مادری بر خاک دختر می‌گریست — راه بینی سوی آن زن بنگریست

گفت این زن برد از مردان سبق — زانک چون ما نیست و می‌داند به حق

کز کدامین گم شده ماندست دور — وز که افتادست زین سان نا صبور

فرخ او چون حال می‌داند که چیست — داند او تا بر که می‌باید گریست

مشکل آمد قصهٔ این غم زده — روز و شب بنشسته‌ام ماتم زده

نه مرا معلوم تا در درد کار — بر که می‌گریم چو باران زار زار

من نه آگاهم چنین گریان شده — کز که دور افتاده‌ام حیران شده

این زن از چون من هزاران گوی برد — زانکه از گم گشتهٔ خود بوی برد

من نبردم بوی و این حسرت مرا — خون بریخت و کشت در حیرت مرا

در چنین منزل که شد دل ناپدید — بل که هم شد نیز منزل ناپدید

ریسمان عقل را سر گم شدست — خانهٔ پندار را در گم شدست

هرکه او آنجا رسد سرگم کند — چار حد خویش را در گم کند

گر کسی اینجا رهی دریافتی — سر کل در یک نفس دریافتی

← Önceki 194 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı