☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › بیان وادی فقر › بیان وادی فقر

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بعد ازین وادی فقرست و فنا — کی بود اینجا سخن گفتن روا

عین وادی فراموشی بود — لنگی و کری و بیهوشی بود

صد هزاران سایهٔ جاوید تو — گم شده بینی ز یک خورشید تو

بحرکلی چون بجنبش کرد رای — نقشها بر بحر کی ماند بجای

هر دو عالم نقش آن دریاست بس — هرک گوید نیست این سوداست بس

هرک در دریای کل گم بوده شد — دایما گم بودهٔ آسوده شد

دل درین دریای پر آسودگی — می‌نیابد هیچ جز گم بودگی

گر ازین گم بودگی بازش دهند — صنع بین گردد، بسی رازش دهند

سالکان پخته و مردان مرد — چون فرو رفتند در میدان درد

گم شدن اول قدم، زین پس چه بود — لاجرم دیگر قدم را کس نبود

چون همه در گام اول گم شدند — تو جمادی گیر اگر مردم شدند

عود و هیزم چون به آتش در شوند — هر دو بر یک جای خاکستر شوند

این به صورت هر دو یکسان باشدت — در صفت فرق فراوان باشدت

گر پلیدی گم شود در بحر کل — در صفات خود فروماند بذل

لیک اگر پاکی درین دریا بود — او چون نَبوَد در میان زیبا بود

نبود او و او بود، چون باشد این — از خیال عقل بیرون باشد این

← Önceki 198 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı