☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › فی‌وصف حاله › گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون بشد شبلی ازین جای خراب — بعد از آن دیدش جوانمردی به خواب

گفت حق با تو چه کرد ای نیک‌بخت‌؟ — گفت چون شد در حسابم کار سخت

چون مرا بس خویشتن دشمن بدید — ضعف و نومیدی و عجز من بدید

رحمتش آمد بدان بیچارگیم — پس ببخشود از کرم یک بارگیم

خالقا بیچارهٔ راهم تو را — همچو موری لنگ در چاهم تو را

من نمی‌دانم که من اهل چه‌ام — یا کجاام یا کدامم یا که‌ام

بی‌تنی بی‌دولتی بی‌حاصلی — بی‌نوایی بی‌قراری بی‌دلی

عمر در خون جگر بگداخته — بهره‌ای از عمر ناپرداخته

هر‌چه کرده جمله تاوان آمده — جان به لب عمرم به پایان آمده

دل ز دستم رفته و دین گم شده — صورتم نامانده معنی گم شده

من نه کافر نه مسلمان مانده — در میان هر دو حیران مانده

نه مسلمانم نه کافر‌، چون کنم‌؟ — مانده سرگردان و مضطر‌، چون کنم‌؟

در دری تنگم گرفتار آمده — روی در دیوار پندار آمده

بر من بیچاره این در برگشای — وین ز راه‌افتاده را راهی نمای

بنده را گر نیست زاد راه هیچ — می‌نیاساید ز اشک و آه هیچ

هم توانی سوخت از آهش گناه — هم ز اشکش شست دیوان سیاه

هر که دریاهای اشکش حاصل است — گو بیا کو درخور این منزل است

وانک او را دیدهٔ خون‌بار نیست — گو برو کو را بر ما کار نیست

← Önceki 220 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı