☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › فی‌وصف حاله › حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بوسعید مهنه با مردان راه — بود روزی در میان خانقاه

مستی آمد اشک ریزان بی‌قرار — تا دران خانقاه آشفته‌وار

پرده از ناسازگاری بازکرد — گریه و بدمستیی آغازکرد

شیخ کو را دید آمد در برش — ایستاد از روی شفقت بر سرش

گفت هان ای مست اینجا کم ستیز — از چه می‌باشی، به من ده دست و خیز

مست گفت ای حق تعالی یار تو — نیست شیخا دست‌گیری کار تو

تو سر خود گیر و رفتی مردوار — سر فرورفته مرا با او گذار

گر ز هر کس دست‌گیری آمدی — مور در صدر امیری آمدی

دست‌گیری نیست کار تو، برو — نیستم من در شمار تو برو

شیخ در خاک اوفتاد از درد او — سرخ گشت از اشک روی زرد او

ای همه تو ناگزیر من تو باش — اوفتادم دست گیر من تو باش

مانده‌ام در چاه زندان پای بست — در چنین چاهم که گیرد جز تو دست

هم تن زندانیم آلوده شد — هم دل محنت کشم فرسوده شد

گرچه بس آلوده در راه آمدم — عفو کن کز حبس وز چاه آمدم

← Önceki 222 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı