منطقالطیر › فیوصف حاله › سال سلیمان از موری لنگ
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چون سلیمان کرد با چندان کمال — پیش موری لنگ از عجز آن سؤال
گفت برگوی ای ز من آغشتهتر — تا کدامین گل به غم بسرشته تر
داد آن ساعت جوابش مور لنگ — گفت خشت واپسین در گور تنگ
واپسین خشتی که پیوندد به خاک — منقطع گردد همه اومید پاک
چون مرا در زیر خاک ای پاک ذات — منقطع گردد امید از کاینات
پس بپوشد خشت آخر روی من — تو مگردان روی فضل از سوی من
چون به خاک آرم سرگشته روی — هیچ با رویم میار از هیچ سوی
روی آن دارد کزان چندان گناه — هیچ با رویم نیاری ای اله
تو کریم مطلقی ای کردگار — عفو کن از هرچ رفت و در گذار