☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › حکایت سیمرغ › حکایت سیمرغ

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ابتدای کار سیمرغ ای عجب — جلوه‌گر بگذشت بر چین نیم‌شب

در میان چین فتاد از وی پری — لاجرم پُرشور شد هر کشوری

هر کسی نقشی از آن پَر برگرفت — هر که دید آن نقش کاری درگرفت

آن پَر اکنون در نگارستان چین‌ست — اطلبو العلم و لو بالصین ازین‌ست

گر نگشتی نقش پر او عیان — این همه غوغا نبودی در جهان

این همه آثار صنع از فر اوست — جمله انمودار نقش پر اوست

چون نه سر پیداست وصفش را نه بن — نیست لایق بیش از این گفتن سخن

هر که اکنون از شما مَرد رهید — سر به راه آرید و پا اندر نهید

جملهٔ مرغان شدند آن جایگاه — بی‌قرار از عزت آن پادشاه

شوق او در جان ایشان کار کرد — هر یکی بی صبریِ بسیار کرد

عزم ره کردند و در پیش آمدند — عاشق او دشمن خویش آمدند

لیک چون ره بس دراز و دور بود — هر کسی از رفتنش رنجور بود

گر چه ره را بود هر یک کارساز — هر یکی عذری دگر گفتند باز

← Önceki 24 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı