☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › حکایت بلبل › حکایت بلبل

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بلبل شیدا درآمد مستِ مست — وز کمال عشق نه نیست و نه هست

معنیی در هر هزار آواز داشت — زیر هر معنی جهانی راز داشت

شد در اسرار معانی نعره‌زن — کرد مرغان را زفان‌بند از سخن

گفت: بر من ختم شد اسرار عشق — جملهٔ شب می‌کنم تکرار عشق

نیست چون داوود یک افتاده کار — تا زبور عشق خوانم زار زار

زاری اندر نی ز گفتار من است — زیر چنگ از نالهٔ زار من است

گل‌سِتان‌ها پر خروش از من بوَد — در دل عشاق جوش از من بود

بازگویم هر زمان رازی دگر — در دهم هر ساعت آوازی دگر

عشق چون بر جان من زور آورد — همچو دریا جان من شور آورد

هر که شور من بدید، از دست شد — گر چه بس هشیار آمد، مست شد

چون نبینم محرمی سالی دراز — تن زنم، با کس نگویم هیچ راز

چون کند معشوق من در نوبهار — مشک بوی خویش بر گیتی نثار

می‌بپردازد خوشی با او دلم — حل کنم بر طلعت او مشکلم

باز معشوقم چو ناپیدا شود — بلبل شوریده کم گویا شود

زآنک رازم درنیابد هر یکی — راز بلبل گل بداند بی‌شکی

من چنان در عشق گل مستغرقم — کز وجود خویش محو مطلقم

در سرم از عشقِ گل سودا بس است — زآنک مطلوبم گل رعنا بس است

طاقت سیمرغ نارد بلبلی — بلبلی را بس بود عشق گلی

چون بود صد برگ دلدار مرا — کی بود بی‌برگیی کار مرا؟

گل که حالی بشکفد چون دلکشی — از همه در روی من خندد خوشی

چون ز زیر پرده گل حاضر شود — خنده بر روی منش ظاهر شود

کی تواند بود بلبل یک شبی — خالی از عشق چنان خندان لبی؟

هدهدش گفت: ای به صورت مانده باز! — بیش از این در عشق رعنایی مناز

عشقِ رویِ گل بسی خارت نهاد — کارگر شد بر تو و کارت نهاد

گل اگر چه هست بس صاحب‌جمال — حسن او در هفته‌ای گیرد زوال

عشق چیزی کآن زوال آرد پدید — کاملان را آن ملال آرد پدید

خندهٔ گل گر چه در کارت کشد — روز و شب در نالهٔ زارت کشد

درگذر از گل که گل هر نوبهار — بر تو می‌خندد نه در تو، شرم دار

← Önceki 25 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı