☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › حکایت طوطی › حکایت طوطی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

طوطی آمد با دهان پر شکر — در لباس فستقی با طوقِ زر

پشه گشته باشه‌ای از فر او — هر کجا سرسبزیی از پر او

در سخن گفتن شکرریز آمده — در شکر خوردن پگه خیز آمده

گفت: هر سنگین‌دل و هر هیچ‌کس — چون منی را آهنین سازد قفس

من در این زندانِ آهن مانده باز — زآرزوی آب خضرم در گداز

خضر مرغانم، از آنم سبزپوش — بوک دانم کردن آب خضر نوش

من نیارم در بر سیمرغ تاب — بس بود از چشمهٔ خضرم یک آب

سر نهم در راه چون سوداییی — می‌روم هر جای چون هر جاییی

چون نشان یابم ز آب زندگی — سلطنت دستم دهد در بندگی

هدهدش گفت: ای ز دولت بی‌نشان! — مرد نبود هرک نبود جان‌فشان

جان ز بهر این به کار آید تو را — تا دمی در خورد یار آید تو را

آب حیوان خواهی و جان‌دوستی — رو که تو مغزی، نداری پوستی

جان چه خواهی کرد؟ بر جانان فشان — در ره جانان چو مردان جان فشان

← Önceki 27 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı