منطقالطیر › حکایت طوطی › گفتگوی خضر(ع) با دیوانهای
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بود آن دیوانهٔ عالیمقام — خضر با او گفت: ای مردِ تمام!
رای آن داری که باشی یار من؟ — گفت: با تو برنیاید کار من
زآنک خوردی آب حیوان چند راه — تا بماند جان تو تا دیرگاه
من در آنم تا بگویم تَرک جان — زآنک بی جانان ندارم برگ آن
چون تو اندر حفظ جانی مانده — من به تو هر روز جان افشانده
بهتر آن باشد که چون مرغان ز دام — دور میباشیم از هم والسلام