☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › حکایت طاووس › حکایت طاووس

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بعد از آن طاووس آمد زرنگار — نقش پرش صد چه؟ بلکه صد هزار

چون عروسی جلوه کردن ساز کرد — هر پر او جلوه‌ای آغاز کرد

گفت: تا نقاش غیبم نقش بست — چینیان را شد قلم انگشت دست

گر چه من جبریل مرغانم ولیک — رفت بر من از قضا کاری نه نیک

یار شد با من به یک جا مار زشت — تا بیفتادم به خواری از بهشت

چون بَدَل کردند خلوت جای من — تخت‌بندِ پای من شد بایِ من

عزم آن دارم کزین تاریک‌جای — رهبری باشد به خُلدم رهنمای

من نه آن مَردَم که در سلطان رسَم — بس بود اینم که در دروان رسَم

کی بود سیمرغ را پروای من؟ — بس بود فردوس عالی جای من

من ندارم در جهان کاری دگر — تا بهشتم ره دهد باری دگر

هدهدش گفت: ای ز خود گم کرده راه! — هر که خواهد خانه‌ای از پادشاه

گوی نزدیکیِ او، این زآن به است؟ — خانه‌ای، از حضرت سلطان به است؟

خانهٔ نفس است خُلد پر هوس — خانهٔ دل مقعد صدق است و بس

حضرت حق هست دریای عظیم — قطرهٔ خُرد است جنات النعیم

قطره باشد هر که را دریا بود — هر چه جز دریا بود، سودا بود

چون به دریا می‌توانی راه یافت — سوی یک شبنم چرا باید شتافت؟

هر که داند گفت با خورشید راز — کی تواند ماند از یک ذره باز؟

هر که کُل شد، جزو را با او چه کار؟ — وآن که جان شد، عضو را با او چه کار؟

گر تو هستی مَرد کُلی، کُل ببین — کُل طلب، کُل باش، کُل شو، کُل گزین

← Önceki 29 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı