☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › حکایت صعوه › حکایت یعقوب و فراق یوسف

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون جدا افتاد یوسف از پدر — گشت یعقوب از فراقش بی‌بصر

موج می‌زد بحر خون از دیدگانش — نام یوسف مانده دائم در زفانش

جبرئیل آمد که هرگز گر دگر — بر زفان تو کند یوسف گذر

محو گردانیم نامت بعد ازین — از میان انبیا و مرسلین

چون درآمد امرش از حق آن زمان — گشت محوش نام یوسف از زفان

گر چه نام یوسفش بودی ندیم — نام او در جان خود کِشتی مقیم

دید یوسف را شبی در خواب پیش — خواست تا او را بخواند سوی خویش

یادش آمد آنچ حق فرموده بود — تن زد آن سرگشتهٔ فرسوده زود

لکن از بی طاقتی از جان پاک — برکشید آهی به غایت دردناک

چون ز خواب خوش بجنبید او ز جای — جبرئیل آمد که می‌گوید خدای

گر نراندی نام یوسف بر زفان — لیک آهی برکشیدی آن زمان

در میان آه تو دانم که بود — در حقیقت توبه بشکستی چه سود

عقل را زین کار سودا می‌کند — عشق‌بازی بین که با ما می‌کند

← Önceki 44 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı