☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عزم راه کردن مرغان › عزم راه کردن مرغان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون شنودند این سخن مرغان همه — آن زمان گفتند ترک جان همه

برد سیمرغ از دل ایشان قرار — عشق در جانان یکی شد صد هزار

عزم ره کردند عزمی بس درست — ره سپردن را باستادند چست

جمله گفتند این زمان ما را به نقد — پیشوا‌یی باید اندر حل و عقد

تا کند در راه ما را رهبری — زانک نتوان ساختن از خودسری

در چنین ره حاکمی باید شگرف — بوک بتوان رست از این دریای ژرف

حاکم خود را به جان فرمان کنم — نیک و بد هرچ او بگوید آن کنم

تا بود کاری ازین میدان لاف — گوی ما افتد مگر تا کوه قاف

ذره در خورشید والا اوفتد — سایهٔ سیمرغ بر ما اوفتد

عاقبت گفتند حاکم نیست کس — قرعه باید زد، طریق اینست و بس

قرعه بر هرک اوفتد سرور بود — در میان کهتران مهتر بود

چون رسید اینجا سخن، کم گشت جوش — جملهٔ مرغان شدند اینجا خموش

چون بدست قرعه شان افتاد کار — درگرفت آن بی‌قراران را قرار

قرعه افکندند ، بس لایق فتاد — قرعه شان بر هدهد عاشق فتاد

جمله او را رهبر خود ساختند — گر همی فرمود سر می‌باختند

عهد کردند آن زمان کاو سرور‌ست — هم درین ره پیشرو هم رهبر‌ست

حکم حکم اوست، فرمان نیز هم — زو دریغی نیست تن، جان نیز هم

هدهد هادی چو آمد پهلوان — تاج بر فرقش نهادند آن زمان

صد هزاران مرغ در راه آمدند — سایه وان ماهی و ماه آمدند

چون پدید آمد سر وادی ز راه — النفیر از آن نفر برشد به ماه

هیبتی زان راه برجان اوفتاد — آتشی در جان ایشان اوفتاد

برکشیدند آن همه بر یک دگر — چه پر و چه بال و چه پای و چه سر

جمله دست از جان بشسته پاک‌باز — بار ایشان بس گران و ره دراز

بود راهی خالی السیر ای عجب — ذره‌ای نه شر نه خیر ای عجب

بود خامشی و آرامش درو — نه فزایش بود نه کاهش درو

سالکی گفتش که ره خالی چراست — هدهدش گفت این ز فریاد شماست

← Önceki 57 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı