☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت دیوانه‌ای برهنه که جبه‌ای ژنده به او بخشیدند

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بود آن دیوانه دل برخاسته — برهنه می‌رفت و خلق آراسته

گفت یا رب جبه‌ای ده محکمم — همچو خلقان دگر کن خرمم

هاتفش آواز داد و گفت هین — آفتاب گرم دادم درنشین

گفت یا رب تا کیم داری عذاب — جبه‌ای نبود ترا به ز آفتاب‌؟

گفت رو ده روز دیگر صبر‌کن — تا ترا یک جبه بخشم بی‌سخن

چون بشد ده روز، مرد سوخته — جبه‌ای آورد بر هم دوخته

صد هزاران پاره بر وی بیش بود — زانکه آن بخشنده بس درویش بود

مرد مجنون گفت: «ای دانای راز — ژنده‌ای بر دوختی زان روز باز

در خزانه‌ات جامه‌ها جمله بسوخت‌ — کاین همه ژنده همی‌بایست دوخت‌

صد هزاران ژنده بر هم دوختی — این چنین درزی ز که آموختی‌؟‌»

کار آسان نیست با درگاه او — خاک می‌باید شدن در راه او

بس کسا کامد بدین درگه ز دور — گه بسوخت و گه فروخت از نار و نور

چون پس از عمری به مقصودی رسید — عین حسرت گشت و مقصودی ندید

← Önceki 63 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı