منطقالطیر › در نعت رسول › در نعت رسول ص (3/3)
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
نه کسی در گرد تو هرگز رسد — نه کسی رانیز چندین عز رسد
خواجگی هر دو عالم تاابد — کرد وقف احمد مرسل احد
یا رسول الله بس درماندهام — باد در کف ، خاک بر سر ماندهام
بی کسانرا کس تویی در هر نفس — من ندارم در دو عالم جز تو کس
یک نظر سوی من غمخواره کن — چارهٔ کار من بیچاره کن
گرچه ضایع کردهام عمر از گناه — توبه کردم عذر من از حق بخواه
گر ز لاتَأمَن بود ترسی مرا — هست از لاتَيْأَسُوا درسی مرا
روز و شب بنشسته در صد ماتمم — تا شفاعت خواه باشی یک دمم
از درت گر یک شفاعت در رسد — معصیت را مهر طاعت در رسد
ای شفاعت خواه مشتی تیره روز — لطف کن شمع شفاعت برفروز
تا چو پروانه میان جمع تو — پرزنان آئیم پیش شمع تو
هرک شمع تو ببیند آشکار — جان به طبع دل دهد پروانهوار
دیدهٔ جان را لقای تو بس است — هر دو عالم را رضای تو بس است
داروی درد دل من مهرتست — نور جانم آفتاب چهرتست
بر درت جان بر میان دارم کمر — گوهر تیغ زفان من نگر
هر گهر کان از زفان افشاندهام — در رهت از قعر جان افشاندهام
زان شدم از بحر جان گوهرفشان — کز تو بحر جان من دارد نشان
تا نشانی یافت جان من ز تو — بینشانی شد نشان من ز تو
حاجتم آنست ای عالی گهر — کز سر فضلی کنی در من نظر
زان نظر در بینشانی داریم — بینشانی جاودانی داریم
زین همه پندار و شرک و ترهات — پاک گردانی مرا ای پاک ذات
از گنه رویم نگردانی سیاه — حق هم نامی من داری نگاه
طفل راه تو منم غرقه شده — گرد من آب سیه حلقه شده