☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نو مریدی داشت اندک مایه زر — کرد زر پنهان ز شیخ خود مگر

شیخ می‌دانست، چیزی می‌نگفت — همچنان می‌داشت او زر در نهفت

آن مرید راه و پیر راهبر — هر دو می‌رفتند با هم در سفر

وادییشان پیش آمد بس سیاه — واشکارا شد در آن وادی دو راه

مرد می‌پرسید زانکش بود زر — مرد را رسوا کند بس زود زر

شیخ راگفتا چو شد پیدا دو راه — در کدامین ره رویم این جایگاه

گفت معلومت بیفکن کان خطاست — پس به هر راهی که خواهی شد رواست

گر کسی را جفت گیرد سیم او — دیو بگریزد به تگ از بیم او

در حساب یک جو از زر حرام — موی بشکافد به طراری مدام

باز در دین چون خر لنگ آید او — دست زیر سنگ بی‌سنگ آید او

چون به طراری رسد، سلطان بود — چون بدین داری رسد، حیران بود

هرک را زر راه زد، گم ره بماند — پای بسته در درون چه بماند

یوسفی، پرهیز کن زین چاه ژرف — دم مزن کین چاه دم دارد شگرف

← Önceki 83 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı