☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسید

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

رفت شیخ بصره پیش رابعه — گفت ای در عشق صاحب واقعه

نکته‌ای کز هیچ کس نشنیده‌ای — بر کسی نه خوانده‌ای نه دیده‌ای

آن ترا از خویشتن روشن شده‌ست — آن بگو کز شوقْ جان من شده‌ست

رابعه گفتش که ای شیخ زمان — چند پاره رشته بودم ریسمان

بردم و بفروختم خوش شد دلم — دو درست سیم آمد حاصلم

هر دو نگرفتم به یک دست آن زمان — این درین دستم گرفتم آن در آن

زانک ترسیدم که چون شد سیم جفت — راهزن گردد‌، فرو نتوان گرفت

مرد دنیا جان و دل در خون نهد — صد هزاران دام دیگرگون نهد

تا به دست آرد جوی زر از حرام — چون به‌دست آرد بمیرد والسلام

وارث او را بود آن زر حلال — او بماند در غم و زور وبال

ای به زر سیمرغ را بفروخته — دل ز عشق زر چو شمع افروخته

چون درین ره می‌نگنجد موی در — نیست کس را گنج گنج و روی زر

گر قدم در ره نهی ای هم‌چو مور — از سر مویی بگیرندت به زور

چون سر مویی محابا روی نیست — هیچ کس را زهرهٔ این کوی نیست

← Önceki 84 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı