☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت شهریاری که قصری زرنگار کرد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شهریاری کرد قصری زرنگار — خرج شد دینار بر وی صد هزار

چون شد آن قصر بهشت آسا تمام — پس گرفت از فرش آرایش نظام

هر کسی می‌آمدند از هر دیار — پیش خدمت با طبقهای نثار

شه حکیمان و ندیمان را بخواند — پیش خویش آورد و بر کرسی نشاند

گفت این قصر مرا در هیچ‌حال — هیچ باقی هست از حسن و کمال

هر کسی گفتند در روی زمین — هیچ کس نه دید و نه بیند چنین

زاهدی برجست، گفت ای نیک بخت — رخنه‌ای ماندست و آن عیب است سخت

گر نبودی قصر را آن رخنه عیب — تحفه دادی قصر فردوسش ز غیب

شاه گفتا من ندیدم رخنه‌ای — هم برانگیزی تو جاهل فتنه‌ای

زاهدش گفت ای به شاهی سرفراز — رخنه‌ای هست آن ز عزرائیل باز

بوک آن رخنه توانی کرد سخت — ورنه چه قصر تو و چه تاج و تخت

گرچه این قصرست خرم چون بهشت — مرگ بر چشم تو خواهد کرد زشت

هیچ باقی نیست، هست اینجای زیست — لیک باقی نیست، این را حیله چیست

از سرای و قصر خود چندین مناز — رخش کبر و سرکشی چندین متاز

گر کسی از خواجگی و جای تو — با تو عیب تو بگوید وای تو

← Önceki 86 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı