☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت عنکبوت و خانهٔ او

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دیدهٔ آن عنکبوت بی‌قرار — در خیالی می‌گذارد روزگار

پیش گیرد وهم دوراندیش را — خانه‌ای سازد به کنجی خویش را

بوالعجب دامی بسازد از هوس — تا مگر در دامش افتد یک مگس

چون مگس افتد به دامش سرنگون — برمکد از عرق آن سرگشته خون

بعد از آن خشکش کند بر جایگاه — قوت خود سازد از و تا دیرگاه

ناگهی باشد که آن صاحب سرای — چوب اندر دست، استاده بپای

خانهٔ آن عنکبوت و آن مگس — جمله ناپیدا کند در یک نفس

هست دنیا، وانک دروی ساخت قوت — چون مگس در خانهٔ آن عنکبوت

گر همه دنیا مسلم آیدت — گم شود تا چشم بر هم آیدت

گر به شاهی سرفرازی می‌کنی — طفل راه پرده بازی می‌کنی

ملک مطلب گر نخوردی مغز خر — ملک گاوان را دهند ای بی‌خبر

هرک از کوس و علم درویش نیست — مرد او ، کان بانگ بادی بیش نیست

هست بادی در علم، در کوس بانگ — باد بانگی کمتر ارزد نیم دانگ

ابلق بیهودگی چندین متاز — در غرور خواجگی چندین مناز

پوست آخر درکشیدند از پلنگ — درکشند آخر ز تو هم بی‌درنگ

چون محال آمد پدیدار آمدن — گم شدن به یا نگو سار آمدن

نیست ممکن سرفرازی کردنت — سر بنه تا کی ز بازی کردنت

یا بنه این سروری دیگر مکن — یا ز سربازی بنه در سرمکن

ای سرای و باغ تو زندان تو — وای جانت، وابلای جان تو

در گذر زین خاکدان پر غرور — چند پیمایی جهان ای ناصبور

چشم همت برگشای و ره ببین — پس قدم در ره نه و درگه ببین

چون رسانیدی بدان درگاه جان — خود نگنجی تو ز عزت در جهان

← Önceki 88 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı