☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۵ - خطاب حق تعالی به عزرائیل علیه‌السلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

حق به عزرائیل می‌گفت ای نقیب — بر کی رحم آمد ترا از هر کئیب

گفت بر جمله دلم سوزد به درد — لیک ترسم امر را اهمال کرد

تا بگویم کاشکی یزدان مرا — در عوض قربان کند بهر فتی

گفت بر کی بیشتر رحم آمدت — از کی دل پر سوز و بریان‌تر شدت

گفت روزی کشتیی بر موج تیز — من شکستم ز امر تا شد ریز ریز

پس بگفتی قبض کن جان همه — جز زنی و غیر طفلی زان رمه

هر دو بر یک تخته‌ای در ماندند — تخته را آن موج‌ها می‌راندند

باز گفتی جان مادر قبض کن — طفل را بگذار تنها ز امر کن

چون ز مادر بسکلیدم طفل را — خود تو می‌دانی چه تلخ آمد مرا

بس بدیدم دود ماتم‌های زفت — تلخی آن طفل از فکرم نرفت

گفت حق آن طفل را از فضل خویش — موج را گفتم فکن در بیشه‌ایش

بیشه‌ای پر سوسن و ریحان و گل — پر درخت میوه‌دار خوش‌اکل

چشمه‌های آب شیرین زلال — پروریدم طفل را با صد دلال

صد هزاران مرغ مطرب خوش‌صدا — اندر آن روضه فکنده صد نوا

پسترش کردم ز برگ نسترن — کرده او را آمن از صدمهٔ فتن

گفته من خورشید را کو را مگز — باد را گفته برو آهسته وز

ابر را گفته برو باران مریز — برق را گفته برو مگرای تیز

زین چمن ای دی مبران اعتدال — پنجه ای بهمن برین روضه ممال

← Önceki 1003 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı